سلام.
خب ما که یه روزه برگشتیم.
دیروز (19 دی 1397) ساعت 7 صبح رفتیم اونجایی که در برگه نوشته شده بود.تا ساعت 8 و نیم در رو باز نکردند.
ساعت 8و نیم در باز شد و رفتیم تو.
اول اومدن طبق محل آموزشی دسته بندی مون کردند.
یه عده محل آموزشی شون خورده بود سمنان ، یکسری افتاده بودن تبریز و.... ما هم که کرمانشاه بودیم.
نکته جالبش اینجا بود که بچه هایی که افتاده بودن تبریز هی باهم حرف میزدند و شلوغ میکردند ، اون سرهنگه هم عصبانی شد و گفت هرکس شلوغ کنه با اینا (منظورش به ما بود) میفرستمش کرمانشاه.
اینو گفت و ما توی یک فضای مبهم و ترس آلود راهی کرمانشاه شدیم. برامون اتوبوس گرفته بودند. 31 نفر بودیم.
ساعت 10 صبح راه افتادیم و تقریبا ساعت 6 یا 7 بود که رسیدیم کرمانشاه.
اونجا مسئولش اومد و گفت فعلا جا نداریم برای همین باید برگردید شهر خودتون.
ما رو بردن تو پادگان و نشستیم زمین و مثلا خواستن گربه رو دم حجله بکشن ، برای همین کلی تهدید کردن که حواسمون جمع باشه از قوانین و مقررات سرپیچی نکنیم.
هیچی دیگه. یه برگه مرخصی دادن و گفتن برگردید شهرتون.
سوار اتوبوس شدیم و پول برگشت رو به مبلغ 35 هزار تومن از خودمون گرفتن و ما دوباره 7 ساعت تو اتوبوس نشستیم و ساعت 4 صبح رسیدیم قزوین.
حالا تا 10 روز تو مرخصی هستیم. تا شنبه 29 دی ساعت 7 صبح باید اونجا باشیم.
تو راه برگشت هم با راننده همین اتوبوس صحبت کردیم قرار شد جمعه ساعت 10 شب با خودش راه بیوفتیم سمت کرمانشاه که ساعت 7 صبح جلوی پادگان باشیم. کرایه رو هم همون 35 تومن طی کردیم.
به قول بچه ها روز اول و دوم خدمت که بد نبود :) ببینیم بعدش چی میشه.
:: موضوعات مرتبط:
خاطره بازی ,
سربازی ,
,
:: برچسبها:
مهران مافی ,
مرکز آموزشی شهید رجایی کرمانشاه ,
مرکز آموزشی کرمانشاه ,
سربازی ,
خاطرات سربازی ,
مرکز آموزشی شهید رجایی ,
دفترچه سربازی ,
پست کردن دفترچه سربازی ,
:: بازدید از این مطلب : 13310
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2